سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
مرداد 1388 - * صبا خانم * ناردونک مامان و باباش

* صبا خانم * ناردونک مامان و باباش

«خداوند کسی را که نافرمانی اش کند، دوست نمی دارد» . آن گاه حضرت این شعر را برخواند : خدا را می کنی و باز اظهار دوستی او را می نمایی ؟! [محمّد ابی عمیر - کسی که خود از امام صادق علیه السلام شنیده بود برایم نقل کرد که ایشان می فرمود]


از: مامانی دوشنبه 26/5/88 ساعت 8:41 صبح

... !!!

امان از دست این آدم بزرگا ، بد جوری دارن دو درم می کنن !  


 مهم نیست



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()

    از: مامانی دوشنبه 12/5/88 ساعت 12:53 عصر

    سفر

    سلام


    هفته پیش (مبعث پیامبر) رفته بودیم مشهد :) این اولیم مسافرت زندگی من بود (البته به جز اراک و اصفهان) خیلی خوش گذشت :
    جونم براتون بگه اول از همه خدا رو شکر که هواپیمای ما سقوط نکرد ( البته ایرباس بود اما اینجا ایرانه ) بعدش هم تا دلتون بخواد آتیش سوزوندم و مامان بابام و بیچاره کردم  به هیچ وجه حاضر نبودم بغل برم همش خودم میدوئیدم .... تو حرم خیلی بزرگ و خوشگل امام رضا حسابی ذوق زده شده بودم یکی دو بار هم میخواستم بپرم تو حوض که نگذاشتن امان از دست این آدم بزرگا ... تو سالن غذا خوری ها هم یه جا بند نمیشدم ، غذا هم نمی خوردم  تازه کلی لباس هم خریدم و .... مامانم دوست داشت بریم یکی از این عکاسیهای دور حرمی یه عکس باحال از من یادگاری بگیرن اما امان از دست این بابای تنبلم  همش میگفت کاری نداره خودت با فتوشاپ درست کن .. آ(آخه مامانم این کاره ست )


    این روزا مامان سخت مشغول فتوشاپ کاریه یه عالمه هم عکسای خوشگل ازم درست کرده ...  اگه فیس بوک باز شد  (تکرار می کنم اینجا ایرانه) براتون میزاره خیلی خوبه که آدم یه مامان هنرمند داشته باشه ها !
      راستی یه خبر دیگه امروز سالگرد عروسی مامانم ایناست مبارکه مبارکه  دیروز رفتیم از بی بی کیک و شیرینی گرفتیم بعدش هم رفتیم خونه مامان بزرگ ، که چشمتون روز بد نبینه می خواستم از روی صندلی برم رو میز که افتادم  خیلی ترسناک و دردناک بود تا یه ساعت گریه میکردم ... البته فکر نکنید بلد نبودم ها این کار هر روزمه اما دیروز فاصله صندلی از میز خیلی زیاد بود بیچاره مامان چار دست و پا خودشو به من رسوند قلبش هم فک کنم هنوز کف پاشه


     



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    روز مامان
    تولد
    سینما
    تحولات
    رودست خوردن
    دعا
    میخوای چه کاره بشی ؟
    [عناوین آرشیوشده]

    فهرست


    10646 :کل بازدید
    16 :بازدید امروز
    3 :بازدید دیروز

    درباره خودم


    * صبا خانم   * ناردونک مامان و باباش
    مدیر وبلاگ : مامانی[58]
    نویسندگان وبلاگ :
    بابائی (@)[0]


    سلام . من صبا خانومی هستم . متولد 17/1/1387 من خیلی گلم ! مامانم میگه : صبای من یه ماهه یه ماه چش سیاهه ....... بابام میگه: صبای من عسلیه ......... خودم میگم : صبا یه مسافر کوچولویه در جستجوی راهی به سوی انسان ماندن ............

    لینک دوستان


    امیر ارشیا
    کارن جون
    بریم بازی
    نی نی به به

    اشتراک


     

    آرشیو


    آذر 1387 [5]
    دی 1387
    بهمن 1387 [4]
    اسفند 1387 [5]
    فروردین 1388 [6]
    اردیبهشت 1388 [2]
    خرداد 1388 [4]
    تیر 1388
    مرداد 1388 [2]
    شهریور 1388
    مهر 1388 [3]
    آبان 1388
    آذر 1388
    دی 1388 [3]
    اسفند 1388 [3]
    اسفند 88 [3]
    فروردین 89
    اردیبهشت 89
    خرداد 89
    مرداد 89
    مهر 89
    آبان 89

    طراح قالب