سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
آذر 1388 - * صبا خانم * ناردونک مامان و باباش

* صبا خانم * ناردونک مامان و باباش

هرکه برادرش را در کاری ناپسند ببیند و بتواند او را از آن بازدارد و این کار را نکند، به او خیانت کرده است . [امام صادق علیه السلام]


از: مامانی یکشنبه 1/9/88 ساعت 1:48 عصر

تلوزیون

هفت پیش من در یک اقدام انتحاری تلوزیون رو شکوندم !!!!!!!!!!!!‏
الان همه میگید تو فسقلی چه جوری تلوزیون به اون گندگی رو انداختی شکوندی ؟؟!!!!!!!
جونم براتون بگه : یه چند وقتی بود که عین کلاغها تمام اجزای قیمتی و مورد علاقه ام رو ( از قبیل باتری، خودکار، لوگو و .... ) کنار تلوزیون قایم می کردم که در همین موقعا بود که فهمیدم میز زیر تلوزیون قابلیت چرخش داره و  می چرخه خلاصه خرم و خندان و قدح باده به دست با اون دست دیگم هی صفحه چرخون زیر تلوزیون رو می چرخوندم .. هی می چرخوندم ... مامانم هی منو می آورد عقب ولی من دوباره میرفتم سر وقت اون تلوزیون بیچاره ... بابام هم هی به مامانم میگفت این آخرش این تلوزیون رو میندازه ها ! ولی هیچ اقدام اصلاحی انجام نمی داد (البته کاری هم نمی تونست بکنه تلوزیون  تقریبا دیگه به دیوار چسبیده بود) ....  خلاصه تا اینکه یه شبی از شباها که اهل خونه (مث بقیه خونه ها) نشسته بودن جلوی تلوزیون و منتظر سریال دلنوازان بودند و از نصیحت کردن من هم در این زمینه هیچ چیز عایدشون نشده بود، من همینطور که داشتم چرخونک رو می چرخوندم یه هو دیدم تلوزیون معلق زد اومد طرف من ...  من خودم رو کنار کشیدم و خواستم اونو با دستام نگه دارم که بابایی نگذاشت و پرید منو هل داد و تلوزیون رو انداخت،  مامانمم از حال رفت ....  وای خدای من خیلی صحنه وحشتناکی بود ... خلاصه من میگم بابام اونو شکوند ولی مامان اینا میگن من شکوندم ! اصلن خوب کاری کردم شکوندمش (البته نشکست فقط لامپ تصویرش سوخت ) و این افتخار نصیب من شد که تو کل فامیلها و دوست و آشناها من اولین بچه ای بودم که همچین کاری کردم  و اونا هم یه تلوزیون گنده و نو  عایدشون شد . به نظر شما من اگه پسر بودم چه آتیشهای دیگه ای میتونستم بسوزونم  ؟؟!!‏  اگه موردی مونده بگید تا بسوزونم .
یه چیز دیگه : دیروز مامانم از مربی مون احوالاتم رو پرسید اونم گفت : ماشالا حق خودشو بلده بگیره  دست بزن هم داره     مامانم :     ( الیته بیشتر از حق خودم رو هم بلدم بگیرم و می گیرم  )



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    روز مامان
    تولد
    سینما
    تحولات
    رودست خوردن
    دعا
    میخوای چه کاره بشی ؟
    [عناوین آرشیوشده]

    فهرست


    10633 :کل بازدید
    3 :بازدید امروز
    3 :بازدید دیروز

    درباره خودم


    * صبا خانم   * ناردونک مامان و باباش
    مدیر وبلاگ : مامانی[58]
    نویسندگان وبلاگ :
    بابائی (@)[0]


    سلام . من صبا خانومی هستم . متولد 17/1/1387 من خیلی گلم ! مامانم میگه : صبای من یه ماهه یه ماه چش سیاهه ....... بابام میگه: صبای من عسلیه ......... خودم میگم : صبا یه مسافر کوچولویه در جستجوی راهی به سوی انسان ماندن ............

    لینک دوستان


    امیر ارشیا
    کارن جون
    بریم بازی
    نی نی به به

    اشتراک


     

    آرشیو


    آذر 1387 [5]
    دی 1387
    بهمن 1387 [4]
    اسفند 1387 [5]
    فروردین 1388 [6]
    اردیبهشت 1388 [2]
    خرداد 1388 [4]
    تیر 1388
    مرداد 1388 [2]
    شهریور 1388
    مهر 1388 [3]
    آبان 1388
    آذر 1388
    دی 1388 [3]
    اسفند 1388 [3]
    اسفند 88 [3]
    فروردین 89
    اردیبهشت 89
    خرداد 89
    مرداد 89
    مهر 89
    آبان 89

    طراح قالب